تبليغاتX
از ايران

از ايران

دست نوشته هاي يك دانشجوي فني

در این ایام بسیاری از بزرگان نظام و در صدر آنان رهبری تلاش بسیاری کردند که موسوی در دایره نیروهای انقلابی باقی بماند، اما نشد، خودش نخواست...

او نخواست که به قریب 25 میلیون نفر، نه بل 40 میلیون نفر احترام بگذارد، به قانون احترام بگذارد، به رهبری عزیز و صبور احترام بگذارد، به مراجع عظام احترام بگذارد...
او خود آغوش باز غرب و ایادی داخلیشان را به آغوش پر مهر نظام اسلامی و  رهبری ترجیح داد...

خدایا! این چه سرنوشتی ست که برای مهندس نگاشته شده ، مهندسی که خود را بسیجی می دانست، خط امامی می دانست، انقلابی می دانست و هزار هزار دیگر اما چه دعای نیکوییست که "اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا"...
آبروی 30 ساله اش را به حراج گذاشت و  به ثمن بخس فروخت آنچه را نباید می فروخت...

چقدر دلم برایش می سوزد که گرد سیاست خورده بود ولی طوفان سیاست بازان او را برد و بر نگرداند به دامان ملت؛ در برابر نسیمهای رحمانی ایستاد و نفسانیتش به او اجازه نداد که بیاندیشد و عملکردش را با ادعاهایش مقایسه کند...

با عدم تمکین به قانون و شورای نگهبان و عدم پذیرش رای و نظر ملت و دولت قانونی و شرعی برآمده از آن وارد بیراهه ای شد که انتهایش چیزی جز نیستی در تاریخ نیست، فرزندان این خاک نام او را به نیکی نخواهند برد. بدون شک میرحسین با بیانیه ی نهمش آخرین میخ را بر تابوتی نواخت که فردا کسی نیست که برایش اشکی بریزد؛

به راستی اصلاحات آمریکایی از دنیا رفت و موسوی به تاریخ پیوست...

بعد از نوشت 1: بدون شک "تاریخ" بهترین قاضی و داور بر اعمال منافقین و معاندین این نظام خواهد بود، به همین خاطر من از تمامی دوستانی که قصد نظر دادن دارند (یا ندارند!) خواهش می کنم از دادن شعار مرگ به اشخاص جداً خودداری کنند، من با اکثر دوستان هم عقیده هستم که بعضی از بزرگان اصلاحات آمریکایی ننگ ابدی را برای خودشان خریداری کرده اند اما همه با هم برای هدایت خودمان و دیگران به راه راست و آخر و عاقبت نیکو دست به دعا بر می داریم...
بعد از نوشت 2: بعضی بحثا که توی کامنتا پی گرفته شده، مربوط به قبل از انتخاباته نه حالا که 40 میلیون نفر همه پیروز و جشن وحدت تحت بیرق ایران برگزار شده...
بعد از نوشت 3: از ساعت 17 تا 17:30 امروز (شنبه)، متاسفانه چند تا کامنت حاوی توهین و بی احترامی درج شد که حذف گردید، امیدوارم دیگر شاهد این نوع کامنتها نباشیم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:31  توسط صلحايي  | 

آقای میرحسین موسوی

امان از اینکه انسان تنها "خود" را ببیند، امان از زمانی که "نفسانیت" بر "عقلانیت" مسلط شود و سواری بگیرد، امان از هنگامی که ندای "نفسانی" بر "رحمانی" چیره شود، امان از ...

نمی دانم در این ایام از چه کسی مشاوره می گیرید و از که تأثیر می پذیرید، نمی دانم... اما علم به این موضوع که مشاورانتان شما را در سرازیری "سقوط" قرار داده و با نامه ها، بیانیه ها و پیامهایتان آرزوی سقوط "نظام" در سر می پرورانند، از بدیهیات است.

آقای مهندس

نامه شما به شورای نگهبان که از آن عدم معرفی نماینده برای بازشماری آرا به مشام رسید، آخرین حلقه های وصلتان به نظام را هدف قرار داد، حلقه هایی که یک به یک گسسته شده و دور از ذهن نیست افرادی که قبل تر ها خود را از ملت و نظام جدا شده دیده اند، به دنبال جدا نمودن شما از "یادگار خمینی کبیر" باشند.

آقای معترض

روند اعتراض شما که ابتدا به دولت بود به همه جا تسری یافت، به بسیج و سپاه، به رهبری و مراجع تقلید که به نفع شما بیانیه ندادند، به قانون و شورای نگهبانش و در همه جا از یک کمیته ای سخن به میان آوردید که شورای نگهبان نباشد و در آنجا شکایات بررسی شود. حال که این هیئت ویژه توسط این شورا تشکیل شده اعلام می کنید: "رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست".

مهندس موسوی

شما نه برای کلام رهبری احترامی قائلید که شورای "حکمیت ملی" را ایشان شکل دهند و نه برای شورای نگهبان! ای کاش در این همه بیانیه و نامه و پیام می نوشتید که چگونه این شورا تشکیل شود و نظر خودتان را هم برای اعضایش اعلام می کردید. به نظر شما ترکیب زیر مناسب است؟

1. آقای میرحسین موسوی خامنه به جای آقای حدادعادل
2. آقای سید محمد خاتمی به جای آقای ولایتی
3. آقای موسوی خوئینی ها به جای آقای دری نجف آبادی
4. آقای بهزاد نبوی به جای آقای ابوترابی
5. آقای علیرضا بهشتی به جای آقای رحیمیان
6. خانم فائزه هاشمی رفسنجانی به جای آقای افتخارجهرمی

البته با توجه به نظرات شما، این هیئت پیشنهادی حتما باید با آقایان صانعی و موسوی اردبیلی هماهنگی کامل بنمایند و هماهنگی با سایر آیات عظام اعم از خامنه ای، جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی،  سیستانی، صافی گلپایگانی، یزدی، مهدوی کنی و ... نیازی نمی باشد.

آقای میرحسین موسوی

به نامه اعمال خود نگاهی بیاندازید. بر روی آن نقاط تاریکی می بینید که از به وجود آمدن آن 3 ماه نمی گذرد،  آه بی گناهانی را می بینید که در آتش "نفسانیت" شما سوخته اند و مظلومانه به بهانه آنچه شما آن را "نافرمانی مدنی" می خوانید ، نتوانستند دم برآورند. شیشه های دل ملت را می بینید که شکست شده و بر زمین ریخته است و...

شما هم به "فردا" فکر کنید قبل از آنکه "امروزی" نباشد...

وای اگر از پس "امروز" بود "فردایی"...
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 1:45  توسط صلحايي  | 

آقای مهندس میرحسین موسوی!

پنجمین بیانیه شما هم صادر شد، از زمانی که در سایتها خواندم که قصد صادر کردن بیانیه ای دیگر دارید، به خود می گفتم: حتماً بر روح شما هم "سکینه ی الهی" نازل گشته است، حتماً با اینکه "فرصت" ننمودید تا در نماز وحدت آفرین و دشمن شکن جمعه شرکت کنید، فرمایشات ولی فقیه زمان را شنیده یا خوانده اید، حتماً برای شما هم قانون و "ره بری" فصل الخطاب است، حتماً برای شما هم حمایت بیگانه ننگ است، حتماً برای شما هم ورود منافقین، اراذل و اوباش در صفوف "ملت" غیرقابل تحمل است، حتماً برای شما هم ...

هر چه بیشتر با خود می گفتم، امیدی پررنگ نمی شد و بلکه ناامیدتر می شدم، چه اینکه شما صبح شنبه در جلسه فوق العاده شورای نگهبان قانون اساسی شرکت ننمودید و این برای من تنها یک پیام داشت: راه قانون را به "هیچ" هم نمی شمارید!

آقای موسوی، نخست وزیر 8 سال دفاع مقدس!

شهدا به قلب صفوف دشمن زدند تا "قلب" ولی فقیهشان را شاد کنند، امروز شما کجا را نشانه رفته اید؟ آیا شهدا از این اقدامات شما راضی هستند؟ بدون شک شهدا شما را برای اعمالتان که خواسته یا ناخواسته مورد حمایت "صدای استکبار" و "تلوزیون بهاییت" است، نخواهند بخشید...

آقای میرحسین!

چه کسانی خط سیر بیانیه های شما را ترسیم نموده یا به شما برای این سیر مشاوره می دهند؟ چه کسانی برای شما پیش نویس بیانیه ای را ترتیب می دهند که در آن رهبر معظم انقلاب، "بی انصاف" و "دارای منافع کوچک" شمرده شود؟

چرا در بیانیه هایتان نظام را به "مسیرهای خطرناک" در اعتراض تهدید می کنید؟ چرا دم از قاون می زنید ولی به طور صریح دعوت به بی قانونی می نمایید؟ چرا خود و طرفدارانتان را "پرچم دار دفاع از نظام اسلامی" می دانید و در عمل به آسیاب دشمن آب می ریزید؟ به کدامین مستند و قانون و مرام چنین وقیحانه نظام را به "دروغ"، "تقلب"،"کجروی"، "نااهل و نامحرم بودن مقامات"، "عدم بی طرفی شورای نگهبان"، "سحر"، " مسلخ کشیدن جمهوریت"، "استبداد"، "تحجر" و ... متهم می نمایید؟ چرا برخلاف فرمایش صریح رهبری، کماکان آتش "اردوکشی خیابانی" را روشن نگاه می دارید و طرفداران خود را به این عمل تشویق می نمایید؟ چرا؟ چرا؟

آقای موسوی!

ای کاش شما در این انتخابات شرکت نمی کردید، ای کاش آبروی 30 ساله ی خود را 3 ماهه به باد نمی سپردید، ای کاش شما همان مهندس بسیجی باقی می ماندید؛ آخر کدام بسیجی واقعیست که به حرف "فرمانده" نه، "ولیّ" خود بی اعتنا باشد...

ای کاش به سمت خیمه ای در دیار "صفین" حرکت نمی کردید که عمود خیمه اش "نفاق"، سایبانش  "انیّت" و پرچمش "ریا"ست، هنوز هم راه بازگشت به خیمه ی "علی" باز است...

آقای مهندس! به کجا چنین شتابان...؟

بعد از نوشت: 1. بیانیه ششم هم صادر شد...

بعد از نوشت 2. بعضی دوستان عقیده دارند که چرا بحث از موضوع "تقلب گسترده" به "حرکت نفاق آمیز موسوی" تبدیل شده، یک پاسخ بیشتر نیست: اولاً فردی که ترجیع بند نطقهایش احترام به قانون و قانون گریزی دولت نهم بود چرا راه قانون را به "هیچ" نیز نمی شمارد؟ فرض محال که شورای نگهبان حامی احمدی نژاد باشد (که نیست!)، چرا ایشان با علم به این موضوع و علم به این موضوع که تمام مراحل انتخابات زیر نظر شورای نگهبان است، پا به این عرصه گذاشته است؟!!

بعد از نوشت 3. بیانیه هفتم و هشتم در روز 4تیر به فاصله 30 دقیقه صادر شد، ما منتظر بیانیه ی "صدم " خواهیم بود!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:17  توسط صلحايي  | 

وای بر شما، وای بر آن ها، وای بر اینها، وای بر ...

امروز داشتم فوتبال ایران و کره رو میدیدم، جدا از نتیجه نهایی (امشب معلوم میشه! )، دستبند سبز بر مچ فرزندان ملت، آزار دهنده بود. این آزار دهنده بودن تنها یه دلیل داشت: بازی که برای 70 میلیون نفر اهمیت داشت چرا باید حزبی و جناحی شود؟ آقایان کریمی، شجاعی، مهدوی کیا، کعبی، نکونام، نصرتی؛ چرا؟!! این است معنای وحدت و یکپارچگی؟ وای بر شما...

آقای موسوی: نامه ی شما به شورای نگهبان جهت ابطال انتخابات رو خوندم و کلی موجب نشاط شد! دست از این اقدامات بردارید و به "نظام" و "قانون پذیری" برگردید...

خانم فائزه هاشمی رفسنجانی: از جان ملت چی میخواید؟ حضور شما در تجمعات غیر قانونی و دعوت به ادامه این تجمعات به چه معناست؟!!

وای بر اغتشاشگر که به جان و مال و ناموس ملت تعرض می کنند و دل دشمن را شاد...

وای بر نیروهای خودسر که با تعرض به حریم دانشجو و دانشگاه موجب تاسف شد و یقیناً محکومه...

وای بر ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:32  توسط صلحايي  | 

میلیونها میلیون ایرانی با غیرت فریاد دروغ ائمه نفاق و دورویی را در مقابل ملت دیدند و چه درست انتخاب نمودند.

مبارکباد این پیروزی بر امام عصر(عج)٬ رهبری عزیز انقلاب اسلامی٬ ملت شریف ایران و تمامی آزادگان جهان...

ملت بدون شک به حکم شرعی آقای صانعی عمل نمود و  به دروغگو رای نداد...

سرفراز مانی میهن من...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 13:38  توسط صلحايي  | 

دادگاه صحرایی دولت نهم، بهترین اسمی که می تونم برای اینباره بذارم!! داشتم فکر می کردم این آقایون اگه این همه جواب داشتن و به دولت نقد، چرا توی مناظره به جای حرف زدن از "پنیر" زیاد استفاده می کردن؟!!!

مناظره رو با بچه ها دیدم، اولش از بی انصافی هایی که شد، یک کم ناراحت شدم ولی بعدش که فکر کردم حتی از مناظره احمدی نژاد میرحسین هم برامون بهتر شد! چراش رو نمیتونم بگم!! احمدی نژاد در دور اول رئیس جمهور شد...، انشاالله...

چند تا اس ام اس برام اومد که اینجا میذارم:

1 در غیاب شیر، کفتار سلطان جنگل میشود!

2. ما با هم برادریم/دشمن خط رهبریم!

3. گرافهای نمایش داده شده در برنامه، نقاشی هایی بود از حسین 70 ساله از خامنه!

4. اعتراض به صدا و سیما برای ایجاد فرصت کافی برای پاسخگویی احمدی نژاد(حداقل 30 دقیقه)

5. در حضور دکتر چیز چیز، در غیابش بلبل زبانی!

6. مناظره با کاندیدای غایب، قانونگرایی یا قانون گریزی؟!!

7. طنز دکتر محمود و سه کله پوک هر شب ساعت 22:30

8.مستقل اومدنش منو کشته!!

9. موسوی خطاب به کروبی: اکبر برای تو هم بدخط نوشته!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:28  توسط صلحايي  | 

این مقاله رو برای نشریه راه مستضعفین نوشتم...

تبلیغات انتخاباتی به روزهای نهایی خود نزدیک می شود و کم کم می توان با اطمینان کامل از ”پیروز“ انتخابات سخن به میان آورد. 

در این میان صدا و سیما در اقدامی نوآورانه در سیما، به برگزاری مناظره ی مستقیم مابین نامزدها اقدام نموده است و شاید مهمترین مناظره هم در شب 5شنبه برگزار شد؛ احمدی نژاد و موسوی.

از حدود یک هفته مانده به مناظره، شخص مهندس موسوی و اطرافیان وی به صورت تلویحی از عدم حضور در مناظره صحبت هایی به میان می آوردند نظیر“همین مصاحبه با خبرنگارها نوعی مناظره هست“، ”با آمارهای دروغ نمی توان مناظره نمود“ و... که با فشارهای افراد بانفوذ به صدا و سیما برای لغو مناظره، منجر به خواست دانشجویی (بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران، شریف و امیرکبیر) و مردمی(تماس با روابط عمومی صداو سیما) برای برگزاری حتمی این برنامه شد. سعید حجاریان، تئوریسین اصلاحات با اعلام اینکه مانند مسابقه فوتبال، در صورت عدم حضور موسوی، 3 بر 0 بازنده است و در صورت حضور در مناظره 6 بر 0، پیشنهاد عدم حضور داد ! این اظهار نظرها ادامه داشت تا اینکه یک روز مانده به مناظره، بالاخره سایت رسمی ستاد موسوی از قطعیت حضور مهندس موسوی در این مناظره خبر داد.

مناظره با انتقاد احمدی نژاد از حجم بی سابقه، غیرمنصفانه و ظالمانه ی تخریب های انجام شده طی 4سال آغاز شد. از 320 هزار تیتر تخریبی در رسانه های منتقد دولت یاد شد، به صحنه گردانی مخالفان دولت توسط هاشمی رفسنجانی و فرزندانش اشاره شد. (ایشان تابستان گذشته رسماً پایان مدارای سه ساله ی خود با دولت را اعلام کرده بودند!)، برنامه ریزی برای سقوط شش ماهه دولت و طرح آن با بیگانگان توسط هاشمی ذکر شد، مواجهه با شبکه ی 200 نفره ی مدیران 24سال گذشته که در آن سالها از پستی به پست دیگر می رفتند؛ مدیرانی که باید روزی به افکار عمومی پاسخ بگویند که در طول 24 سال (3 دولت 8ساله ی میرحسین، هاشمی و خاتمی) کشور را به کجا رساندند و چقدر از آرمانهایش دور نمودند!

وی با انتقاد نسبت به میلیاردرهایی که در زمان حضور در دولت موسوی، با رانت دلار 7تومانی به نان و نوایی رسیدند، در پاسخ نسبت به ثروت محصولی گفت که وی در دولت آقای هاشمی و خاتمی و در خارج از دولت دارای ثروت شده و زمانی که وی به دولت وارد شد، فعالیتهای اقتصادی خود را رها نمود.ه است.

از عزت ملی در مورد ملوانان انگلیسی و عذرخواهی کتبی بلر( متن این نامه بعد از مناظره رسماً منتشر و در اختیار رسانه ها قرار گرفت.)، نخست وزیر وقت انگلستان از ملت و دولت ایران گفت و از اطلاعات خلاف واقع موسوی اظهار تعجب و تاسف نمود. از عقب نشینی در سیاست خارجی گفت و یادآوری نمود مواضع انقلابی میرحسین در مورد نابودی اسرئیل و اقدامات خرابکارانه ی اعضای فعلی حزب مشارکت در عربستان را. ازخواهش و تقاضای مقامات دولت سابق برای 3سانتریفیوژ و گفت و 7 هزار سانتریفیوژ در حال چرخش فعلی را به واسطه ایستادگی ”ملت“ دانست. از محور شرارت نام گرفتن دولت سابق در عین همکاری همه جانبه با آمریکا و اروپا گفت. از به چالش کشیدن حقوق بشرِ به سبک غربی، سخن به میان آورد، افرادی که سوال در مورد خدا را ”آزادی بیان“ می دانند ولی در پرسش از هولوکاست نه از ”آزادی بیان“ خبری هست و نه از ”آزادی پس از بیان“. از عزت ملی ایران در میان ملتهای جهان گفت و... .

به وعده خود برای افشای برخی از اسامی مفسدین اقتصادی عمل نمود و البته اعلام کرد که این اسامی تنها گوشه ای از اطلاعات و مدارک تخلفات ”اشراف زادگان“ است. افرادی که با رانت دولتی به ویلاهای بادآورده، هکتارها زمین بیت المال و میلیاردها تومان پولی رسیدند که دیگران از آن بی بهره ماندند اما موسوی در مناظره با رضایی برخلاف نص صریح قانون که در مناظره های 2 جانبه نباید در مورد کاندیدای سوم سخنی به میان آید، بیانیه ای که مشاورانش برایش نوشته بودند وتاکید داشتند تا قرائت شود و شکست سنگین را با مظلوم نمایی کمی جبران کنند، کشف بزرگی نمود و گفت: ”چرا دولت در طول 4 سال به این افشاگری ها دست نزد!!“ البته آقای موسوی که پس از مناظره از شوک شکست بیرون نیامده بوده است، مصاحبه ی احمدی نژاد را در این مورد نشنید! احمدی نژاد با صراحت گفت که4سال برای منافع ملی و وارد نشدن در درگیری‌های بیهوده و غفلت از پیشرفت کشور، از ورود به مجادلات پرهیز کرده اما در این 3 هفته برای صیانت از حقوق ملت و دفاع از اهانت‌هایی که به آنان شد، سکوت نخواهد کرد.

از قانون شکنی های دولت میرحسین گفت، از برداشت 95 میلیارد تومان بدون مجوز از مجلس در تابستان گفت. از تحمل مخالف در زمان نخست وزیری میرحسین گفت و نحوه برخورد با تنها روزنامه مخالف دولت(رسالت) را با 320هزار تیتر تخریبی و توهین آمیز مقایسه کرد،  از میرحسین تعداد مراجعات به خدمت مراجع را پرسید ولی جوابی نشنید، از تحت فشار قرار دادن رئیس جمهور وقت (رهبر معظم انقلاب) برای چشم پوشی از کمترین اختیارات قانونیش در تعیین وزرا یاد کرد و از قانون گرایی دولت نهم و نصف شدن ابطال قانونهای دولت توسط دیوان عدالت اداری نسبت به دوره ی پیشین سخن گفت.

احمدی نژاد در مورد مدارک دانشگاهی صحبت نمود و از غیرقانونی بودن تحصیل 2 رشته هم زمان در حال کارمندی دولت  توسط زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی پرده برداشت. وی گفت که: ” آقاي موسوي شما اين خانم را مي‌شناسيد و در تبليغات انتخاباتي كنار شما هستند و برخلاف همه قوانين كشور همزمان كه كارمند بودند 2 رشته كارشناسي مي‌خواندند كه يكي از آن در دانشگاه آزاد دكترا بدون كنكور گرفته است و بعد از آن در رشته غير مرتبط دانشيار و استاد شده است و بدون اينكه شرايط رئيس شدن را داشته باشد رئيس دانشگاه شده است. آقاي موسوي اين موارد بي‌قانوني است و من با اين موارد مخالفم و مي‌گويم با رانت‌بازي و باندبازي و اينگونه موارد كه يك عده اي مي‌برند و مي‌خورند و بقيه محروم مي‌شوند مخالف هستم و آقاي موسوي من با قانون مخالف نيستم و تابع قانون هستم و دولت ما قانون‌مدارترين دولت است. ” بعد از پایان مناظره که بدون شک پیش بینی حجاریان برای آن صحیح از آب درآمد، حامیان موسوی موج تخریبی دیگری را کلید زدند. در این موج که در جمع های محفلی خود بر روی آن نام ” گروکشی ناموسی“ نهاده اند، این عمل احمدی نژاد (نشان دادن کلیات پرونده تحصیلی تخلفات خانم رهنورد) را اقدامی بر خلاف اخلاق می نامند(!) و سعی در آن دارند با این حلقه، پروژه مظلوم نمایی خود را تکمیل کنند. آقای موسوی در اقدامی که در طول این انتخابات های گذشته توسط هیچ نامزدی بدین شکل انجام نگرفته بود، ”همسر“ خود را وسیله ی تبلیغاتی برای جمع آوری آرای بانوان نموده است و ”دست در دست هم“ به سخنرانی در اجتماعات مختلف می پردازند. تا به حال دست به چنین عملی زده بود؟ آیا ”همسر“ انسان باید دم از ”کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان“ بزند؟ کنوانسیونی که در آن روسپیگری به عنوان یک شغل محسوب شود و برای آن حق بیمه قائل شوند، کنوانسیونی که تنها اصل اولش با 90 حکم شرعی در تناقض است!

حال سوال این است: این عمل احمدی نژاد کجا برخلاف حس احترام به ”همسر“ دیگران بوده است؟ تنها اعلام کلیات محتوای یک پرونده که صحت آن پرونده بر شخص خانم رهنورد و آقای موسوی روشن است و این سوالی بود در ارتباط با میزان قانون گرایی شخص آقای موسوی و خانواده اش که فریاد ”وا قانونا“ و ”قانون گریزی دولت نهم“ توسط آنها گوش فلک را کر کرده است. دروغ، تهمت، افترا، تخریب و ترور شخصیت تا کجا!!؟

آیا به راستی تبعیت از قانون در دولت های سابق منجر به عدم احساس خطر آقای موسوی شده است یا ارتباط نزدیک سیاسی با مدیران ارشد در آن دوره ها؟ سوالی که کماکان بدون پاسخ مانده است...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 2:6  توسط صلحايي  |