تبليغاتX
از ايران

افراد زيادي در اين چند ماه اخير، در ضرورت ساماندهي وضع فعلي مترو ابراز عقيده كرده‌اند.

اكثر شما با من هم عقيده هستيد (اگر كه نيستيد در قسمت نظر خواهي بفرماييد!) چيزي كه امروز در مترو مي‌گذرد، فوق العاده بحراني است. كافي است كه تنها چند ايستگاه را با بلوتوث روشن در مترو سپري كنيد تا با من هم نظر شويد.(البته به هيچ وجه پيشنهاد نمي كنم!)

شايد بگويند:"خوب هر كه نمي خواهد بلوتوثش را روشن نكند!" براي آن‌هايي كه از لحاظ عقيدتي و مذهبي در سطح پايداري قرار دارند، به نظر حرف درستي است، اما مشكل از اين حاد‌تر است. در حال حاظر (اگر اين نوشته را در ساعت كاري مترو مي ‌خوانيد) افراد زير 15 سال زيادي با بلوتوث روشن در خطر هستند و به واسطه‌ي سنشان، خود كاملاً بي‌خبرند.
با ارئه سيم‌كارت هاي اعتباري، تعداد زيادي از نوجواناني كه براي "چشم و هم چشمي ها" صاحب تلفن همراه شدند، اكنون در واگن‌هاي مترو به‌سر مي‌برند و خدا مي‌داند در گوشي‌هايشان چه مي‌گذرد.

متاسفانه اين بيماري تنها نوجوانان و جوانان ما را تهديد نمي‌كند، بلكه افراد ميانسال زيادي هم، ياد جواني مي‌كنند!

اما چاره چيست؟

قبل از سال 87 اخباري مبني بر مسدود كردن بلوتوث‌ها بر روي خبرگزاري‌ها رفت ولي تكذيب شد. به نظر من جلوگيري از ارسال بلوتوث در مترو به وسيله‌ي دستگاه‌هاي مسدود كننده (كه هنوز وارد كشور نشده‌ است) اولين راه نيست، بلكه آخرين راه است.

هنوز ما راه‌هاي ديگر را به طور كامل طي نكرده‌ايم. چرا در واگن‌ها كتاب، روزنامه و يا مجله اي قرار نمي‌دهند كه ديگر شاهد اين جمله نباشيم:"بي‌كار نشين، بلوتوث بده!". مسئولان مترو، شوراي شهر و حتي دولتي بايد پاسخگو باشند. چرا شوراي شهر در مورد قيمت‌ بليت‌ها تصميم‌ساز است در مقوله‌ي فرهنگ نيست؟

و يا جملاتي مانند"عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت نكنيد. امام روح الله(ره)" به جاي تبليغات بعضاً صهيونيستي در داخل واگن‌ها ديده نمي‌شود. حتماً خوانده شدن اين جمله‌ي معنوي بر روي افرادي اثر خواهد گذاشت.

شايد هم قرار دادن دستگاه مسدود كننده براي مقطع فعلي جواب دهد. خدا داند!
                                                                                                                              والسلام

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:24 توسط صلحايي |

از سخنرانی "عباس پالیزدار" در اردیبهشت ۸۷ در دانشگاه همدان نزديك به 2 ماه می‌گذرد.
خبر افشاگری‌های این "فرد مشکوک" از 16 خرداد بر روی سایت‌ها و ... آمد. ابتدايي ترين سؤال تاخير يك ماهه در مخابره شدن اين خبر است. در این مدت تحلیل‌های بعضاًمتناقضی از سوی تحلیلگران ارائه شده است.

با دوستانم که در این مورد صحبت می‌کردم، در یک مورد با هم اشتراک تحلیل داشتیم و آن این بود:
"هنوز موضوع کاملاً مشکوک است و باید همچنان صبر کرد!"

در این 2 ماه همه‌ی افرادی که قبلاً به نحوي با پالیزدار همکاری داشته‌اند، سعی و تلاش گسترده‌ای در انکار وی و همکاری‌های سابقشان با "افشاگر" را داشته اند.

در این بین، مخالفان دولت هم، پالیزدار را عضو لیست"رایحه خوش خدمت" در انتخابات شوراهای سوم نامیدند که کاملاً بی اساس بود.

اما واقعیت چیز دیگری بود. عباس پالیزدار هم با هیئت تحقیق و تفحص مجلس هفتم از قوه قضاییه  همکاری داشته و هم با مرکز پژوهشهای آن مجلس.

در آخرین گفتگوی سخنگوی قوه قضا، سخنگو به این واقعیت اذعان کرد که "باند پالیزدار" به اسناد مهم و سری در حوزه های مختلف از جمله سیاسی، اقتصادی و نظامی دسترسی پیدا کرده است. با بازداشت یکی از از اعضای بلند پایه سازمان بازرسی کل کشور و "اتمام ماموریت" نیازی، رئیس این سازمان، این پرونده وارد فاز جدیدی شد. معلوم شد که این "افشاگر" به طور غیر قانونی به اسناد زيادی دست یافته است.

برای من و شاید افکار عمومی چند موضوع حل نشده است که به آنها اشاره می کنم:

1- این فرد چگونه و به چه دلیل به اسناد سری نظامی دسترسی پیدا کرده است؟ این دسترسی شائبه ی امنیتی بودن کل موضوع را بسیار زیاد کرده است. یعنی این که شاید تمام موضوع افشاگری اقتصادی، برای منحرف کردن افکار عمومی و قانون از "سرقت" اطلاعات نظامی و امنیتی باشد. خدا داند!

2- قابل توجه است که این به اصطلاح افشاگری ها قبل از خوانده شدن گزارش تحقیق و تفحص در مجلس بوده است.
اگر این اطلاعات در گزارش بوده که هیچ، وگرنه چه لزومی داشته فردی غیر مسئول این اطلاعات را اعلام کند.
این چه اطلاعاتی بوده است که هیئت تحقیق نمی دانسته و یا نخواسته اعلام کند و ایشان افشا می کنند؟

3- چرا بعد از این همه وقت (9 سال از تحویل گرفتن ویرانه )، هنوز باید چنین پرونده های مهم و تاثیرگذاری در قوه قضاییه باشد که به نتیجه نرسیده باشد و یا از مجرای رسمی به مردم اطلاع رسانی نشده باشد؟ آيا  پيش‌بيني همچنين سخنراني‌هايي براي مسئولان دور از ذهن بوده است؟

4- واقعیتی که وجود دارد و نمی توان آن را کتمان کرد این است که در اطرافیان بعضاً درجه‌ي یک بعضی از "آقایان"، "آقازاده ها"یی وجود دارند که از اعتبار "آقایان" هزینه می کنند. نه بهتر بگویم: از اعتبار نظام هزینه  می کنند.
حضور اقتصادی بعضی از روحانیون به نيت مسائل خير هم موجب لطمه‌ی شدیدی خواهد شد که متاسفانه   هم‌اکنون شاهد آن هستیم.

5- تا آنجایی که من هم بعضی چیزها را "شنیده ام"، بعضی مطالب این افشاگر تا "حدودی" صحت داشته است. خدا داند!
 این موضوع باید توسط قوه قضایییه قویاً پیگیری گردد.

چیزی که می شود بدون حدس و گمان گفت این است که: "پالیزدار چه می‌خواسته و چه نمی‌خواسته  است پازل حمله‌ی دشمنان قسم خورده‌ی نظام را به اسلام و روحانیت تکمیل کرد كه اين به شدت مذموم است. "

قوه قضاییه باید به طور سریع و کاملاًحساب شده، این موضوع را از تمام جهات بررسی کرده و به "صاحبان انقلاب" گزارش دهد.

خوشحال مي‌شوم نظرات و تحليل‌هايتان را در بخش نظرخواهي بفرماييد.
                                                                                                                              والسلام
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 14:7 توسط صلحايي |


حضرت آقای کروبی!

نمی دانم از کجا شروع کنم. از خواب سحرگاهی شما یا خواب سه ساله که در آن هستید؟

ریاست محترم مجلس پر افتخار ششم!

مطمئنم که با تشویش اذهان عمومی در مورد اعتقاد به مهدویت مخالفید.

اما آقای منتجب‌نیا را بعید می دانم! چون ایشان برای تخریب شخص دوم مملکت از اين كار هم دریغ نکرده اند و به نظر می رسد نخواهند کرد.

اگر در مقاله‌ی دیروزشان می نوشتند: این احمدی‌نژاد دارای فساد گسترده ی مالی و اخلاقی است٬  باند احمدی‌نژاد در مافیای فلان موضوع دست دارد و با گشترش مافیا خواهان فشار بیشتر به مردم است ٬ از قصر احمدی نژاد بازدید کردم٬ او به "دلفین هایش" توجه نمی کند٬ دخترش هر هفته به سواركاري يا اسكي(در زمستان!) مي رود، هر روز چند پرس غذاي نهاد را با خانواده مي خورد،ا ز درد مردم بي خبر است ، در  تهران مي نشيند و دستور مي دهد، عكس هاي عروسي پسرش در تالار فرمانيه درآمده است ،اقوامش هر روز در سفر های خارجی اند و یا در یک کلام مي نوشت من از این احمدی‌نژاد بدم می آید٬ نان ما را آجر کرده است و ... ٬به خدا قسم اینگونه برآشفته نمی شدم و تمام اظهار نظر ها را یکایک پاسخ مستدل می دادم.

اما تخريب با "اعتقاد به مهدويت" را نمي توانم هضم كنم!

آقای دبیر کل حزب اعتماد ملی!

اما شنیده های "از نماینده مجلسی"٬ " در بین خواص "٬ "به دو واسطه " هم شد حرف؟ با كدام دليل ؟ این ‌ها را شما چیزی جز دامن زدن به شایعه می دانید؟

دکتر احمدی‌نژاد در آخرین نوشته ی شخصی اش خیلی روشن اعتقادات خود را در ارتباط با مهدويت مطرح کرده است. آيا در آن نوشته چيزي از اين حرف ها بود؟

تخریب احمدی‌نژاد به بهای توهین به مهدويت؟ می ارزد؟ 

نمی دانم آقای سرلیست حزبی شما پای درس کدام فقیه٬ پخش شایعات را به این خوبی فراگرفته است! شاید در کلاس درس خود حاضر شده و از خود نمره ی ۲۰ دریافت کرده است!

رهروی راه امام روح الله(ره)!

امام شما٬ ملت را دلفین های قابلمه به دست می دانست؟ پخش شایعات بی اساس را جایز می دانست؟ بعید می دانم.

نمی دانم اعتقاد رهرو بودن شما را باور کنم یا چیزهایی را که می بینم! 

ولی امام(ره) که ما می شناسیم٬ ملت پا برهنه را ولی نعمتان و صاحبان اصلی انقلاب می دانستند.

شما بايد مرز خود را با افرادي كه اين حرف ها را گفته اند، مشخص كنيد.

و حرف آخر!

کاندیدای محترم ریاست جمهوری دهم!

به نظر مي رسد دوستانتان براي از ميدان خارج كردن بزرگترين رقيبتان، دست به كار شده اند. شايد اميد به پست و مقام موجب شده است. خدا داند!

شما که در مدیریت ارگان رسمی حزبتان و هم حزبی هایتان( به استناد اعتراض هاي شخصيتان به بعضي مطالب منتشر شده‌ي قبلي) دچار مشکل شده ايد٬ نمی دانم با کشور چه کار خواهید کرد!

شاید هم، همچنان در خواب به سر می برید! خدا داند!

                                                                                                                            والسلام


+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 11:0 توسط صلحايي |

امروز تيتر چند تا روزنامه‌ي اصلاح‌طلب، در مورد رفراندوم براي طرح تحول اقتصادي دولت بود.
به عبارت ديگر همان وقت تلف كردن.

البته روزنامه‌ي اعتماد كه در مخالفت با تصميمات دولت سابقه طولاني دارد، دليل آن را اينگونه اعلام  مي‌كند:

"منتقدان مي‌گويند از آنجا كه حذف كامل يارانه‌ها و پرداخت نقدي آن به مردم مي‌تواند از جمله اقدامات اقتصادي مهم كشور باشد، لذا طبق اصل 59 قانون اساسي بهتر است درباره اجرايي شدن رفراندوم برگزار شود."

در جمله اي كه به طور مستقيم از روزنامه‌ي اعتماد 1387/4/9 نقل كردم، دو نكته را برجسته مي‌كنم:

1. براي اجرايي شدن موضوعي نيازي نيست كه "منتقدان" مطلبي را مطرح كنند، اگر قانون در آن موضوع وارد شود كافيست. چه اين‌كه محسن كوهكن سخنگوي هيئت رئيسه مجلس نيز تصريح كرده:" وقتي سرفصل‌هاي اعلام شده در طرح، در قانون برنامه آمده است و به منزله‌ي تكليف براي دولت است ديگر رفراندوم معنايي ندارد." اين نماينده افزوده:"هر آنچه تحت عنوان طرح تحول اقتصادي آمده است يا قانون است و تكليف آن مشخص، يا در برخي موارد نيازمند قانون‌گذاري كه مجلس مي‌تواند در اين مورد اقدام كند، بنابراين مسئله همه‌پرسي در اين‌جا ديگر منتفي است.

به نظر نگارنده اين "منتقدان" خواهان فرصت سوزي در سال پايان دوره اول رياست جمهوري دكتر احمدي‌نژاد هستند وگرنه تكليف قانون در اين مورد روشن است.

2. خدا را شكر كه اين روزنامه هم اعتراف كرد كه اين اقدامات دولت مهم مي‌باشد. البته اگر طرح به ثمر برسد، حتما به پاي نظام مي‌گذارند و اگر شكست بخورد(كه بسيار بعيد است)، به پاي دولت نهم!

فكر كنم دلايل اصلي منتقدان در روزنامه‌ي اعتماد مطلب زير باشد نه مطلب بالا. بهتر است خودتان بخوانيد:

"برخي جنبه‌هاي اين طرح مانند توزيع پول ميان مردم مي‌تواند داراي شائبه‌هاي تبليغاتي براي انتخابات باشد. از اين‌رو مناسب است حتي اگر قرار بر اجراي طرح ياد شده باشد، آن را تا انتخابات رياست جمهوري سال آينده به تعويق انداخت."

اگر به نظر شماي منتقد اين طرح براي رفاه مردم و پايان مشكلات اقتصادي مردم مناسب است، پس چرا به دنبال تعويق آن هستيد.

حالا شما بگوييد:

آيا اين "منتقدان" كه ابتدا با دست‌آويز قرار دادن قانون و سپس تهمت به دولت، خواهان به تعويق افتادن اين طرح مهم و مؤثر هستند، به فكر ملت هستند يا پست‌هايي كه در صورت سر كار آمدن دولت اصلاح‌طلب دوباره‌ بدست خواهند گرفت؟  



 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:15 توسط صلحايي |

 

با استعانت از پرودگار متعال آغاز به کار وبلاگم را اعلام می کنم.

در این صفحات تمام سعی و تلاشم را به کار می گیرم تا :

۱. چیزی ننویسم که موجبات نارضایتی حضرت بقیة الله الاعظم(عج) و مقام معظم رهبری(حفظه الله)

گردد.

 ۲. چیزی ننویسم که خود به آن هیچ اعتقادی ندارم و فقط برای جلب نظر فلان فرد باشد.

۳. به حذف نظرات خوانندگان مخالف خود نپردازم.( البته نظراتی که فاقد توهین باشند!)

۴. ذست نوشته های یک دانشجوی فنی(خودم!)باشد.

۵.به تمام مسائل اعم از سیاسی و فرهنگی و... در حد توانم بپردازم.

۶.همین!

والسلام         

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:18 توسط صلحايي |