نیم نگاه مجدد به نامه ی ننگین 2003 به دولت امریکا
اواخر ترم گذشته بود که تبلیغات نشریه ای بر بردهای انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران رخ نمایی کرد که در نگاه اول از جمع شدن "اصلاح طلبان" دانشگاه در کنار هم و انتشار نشریه ای به نام"88" خبر می داد ولی با انتشار دو شماره ضعیف از آن بر همگان معلوم شد که خبری از نشریه ای قوی نیست و باز هم شاهد نشریه ای فاقد ایدئولوژی و نوشته های صرفاً ژورنالیستی هستیم.نوشته های بدون سند مشخص، اکثراً مطالب خلاف واقع، دارای اشتباهات فراوان و ... .
مطلبی که مرا وادار به نوشتن این سطور کرد نه مطالب خلاف واقع و سیاه نمایی های "نشریه 88" که مقاله ایست که در شماره ی دوم آن به قلم صاحب امتیاز این نشریه (آقای پویا امراللهی دانشجوی رشته مهندسی متالورژی و مواد ، ورودی 86) نوشته شده است، مطلبی با تیتر "باز هم دروغ و باز هم تشویش اذهان عمومی در نشریات منتسب به اقتدارگرایان".
وی در این مقاله "اقتدارگرایان"(احتمالاً امثال ما رو میگه!!) را متهم به شروع موج جدید تخریب اصلاحات و شخص سید محمد خاتمی کرده و شاهد مثالی زیباتر از تهمت خود آورده است:
"مباحث مربوط به نامه ی ننگین سال 2003 دستگاه دیپلماسی اصلاحات به امریکا"
در ادامه مطلب با ذکر مفاد این نامه ی"ننگین"، یادآور تکذیب اصل این نامه توسط آقای محمدرضا خاتمی در مناظره با آقای روانبخش خواهم شد و ... .
نگارنده که ادعای تحقیق در مورد این نامه را دارد به ننگین ترین نامه ی تاریخ نظام جمهوری اسلامی اشاره می کند و با انتقاد از حجت الاسلام و المسلمین روانبخش که یادآور این نامه ی "ننگین" سال 2003 در مناظره با برادر رئیس جمهور سابق شده ،از اینکه ایشان فقط به یکی از مفاد نامه ی "ننگین"(آمریکا دیگر ایران را محور شرارات نخواند) اشاره کرده انتقاد می نماید!
سایر موارد را به نقل از "نشریه 88"نقل می کنم تا بیشتر از نامه ی ننگین بدانیم: (این کار را فقط برای این انجام میدم که ضعیف بودن مقاله را برای شما بیشتر ملموس کنم)
1.آمریکا دیگر ایران را محور شرارات(!) نخواند.
2.آمریکا به تمام تحریم هایش علیه ایران پایان دهد.
3.آمریکا با کمک ایران برای روی کار آمدن دولتی کاملاً دموکراتیک(!)در عراق تلاش کند.
4.آمریکا راه(!) زائران ایران به نجف و کربلا را باز کند.
5.ایران بتواند(!) به تکنولوژی هسته ای،زیستی و شیمیایی دست یابد(!).
6.آمریکا دغدغه های(!) امنیتی ایران در منطقه را به رسمیت بشناسد(!).
7.آمریکا گروههای تروریستی ضد ایرانی،به خصوص منافقین را تحت پیگرد و فشار(!) قرار دهد.
8.ایران فعالیت های هسته ای اش را کاملاً آشکار(!) کند.
9.ایران،آمریکا را در تاسیس دولتی دموکراتیک و غیر دینی(!) در عراق یاری(!) دهد.
10.ایران تمام اطلاعاتش(!) را در مورد القاعده به آمریکا ارائه دهد.
11.ایران دیگر(!) به گروه های فلسطینی حماس(!) و جهاد کمک تسلیحاتی نکند و آنها را از انجام حرکات خشونت آمیز(!) باز دارد.
12.ایران حزب الله را به یک حزی سیاسی(!) درون لبنان تبدیل کند.
13.ایران با پذیرفتن بیانیه ی اتحادیه عرب،اسرائیل(!) را تحت مرزهای قبل از سال 1967 به رسمیت(!!!) بشناسد.
با هم مروری به این نامه ی "ننگین" به نقل از طرفداران این نامه داشتیم ، در باب هر کدام از این مفاد باید "کتابی هفتاد من " نوشت و انصاف بدهید که اگر آقای روانبخش می خواستند تمام این مفاد را در آن جلسه بگویند، آقای خاتمی باید از خجالت آب می شدند، حال بخوانیم قسمتی از مناظره روانبخش با خاتمی در دانشکده فنی را که به دعوت بسیح دانشجویی این داشکده برگزار شد و مربوط به این نامه ی "ننگین" است:
"نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد. (تشویق حضار) به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به امریکا (تشویق حضار) هفته گذشته، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانهای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هستهای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند! آری این ها مخفی ماند و الحمدالله الآن آشکار شد و دیگر کسی نمی تواند آن را مخفی کند. دیگر کسی نمی تواند آن را تکذیب کند. روزنامه ها و سایت ها هم این را کار کردند و دیگر نمی شود، مخفی کرد."
اما از عجایب روزگار برادر رئیس جمهور سابق(محمد رضا خاتمی) در مناظره با قاسم روانبخش در پاسخ به این جملات وی از اساس این نامه را دروغ خواند و گفت:
"ما نامه ای که می گویند زمان آقای خاتمی به بوش نوشته شده است. می گوییم شاهدت کیست، می گویند گری سیک، مگر گری سیک و امثال وی نگفتند از اسرائیل اسلحه می خریم، مگر نگفت جمهوری اسلامی رابط دارد با آنجا؟ خود صادق خرازی اینجاست. مقام معظم رهبری هم او را می شناسند. صریحاًً می گوید تکذیب می کنم. آقا مدرک بدهید. گری سیک! (خنده حضار) همین گری سیک می گوید جمهوری اسلامی اسلحه می خرد. اینها مدارک و مستنداتی هست که اینها ارائه می کنند."
طنز مقاله ی نشریه 88 اینجاست که در آخر مقاله می نویسد:"اصل نامه در اختیار نشریه است"
پیشنهاد می کنم که این اصل نامه را به آقای دکتر سید محمد رضا خاتمی هم بدهید تا سند شما را دیده و دیگر از دوستان سابق و باوفای خودشان(گری سیک) بد نگویند!
اگر اقتدارگرایی مساوی با ندادن نامه ی خفت بار و ذلیلانه است، ما هستیم.
اگر اقتدارگرایی مواجهه عزتمندانه با استکبار است، ما هستیم.
اگر اقتدارگرایی موجب این نمی شود نامه در این سطح و این همه امتیاز نوشته بشود و توسط دولت آمریکا به هیچ شمرده شود، ما هستیم.
اگر اقتدارگرایی ...
در آخر یک جمله:"شک نکنید که ما در برابر زیاده خواهی های استکبار و عوامل داخلیشان مقتدر بوده، هستیم و انشاالله تا روز ظهور فرزند زهرا(س) خواهیم بود و هیچگاه تفکرات شاه سلطان حسینی در مناسبات ما جایی نداشته، ندارد و انشاالله نخواهد داشت."