اسفندیار رحیم مشایی:
بنا بر اظهار نظر کارشناسان گردشگری، مشایی به عنوان رئیس این سازمان کارنامه ی موفقی داشته است چه اینکه رکورد سفرهای نوروزی در نوروز 88 با حدود 100میلیون نفر-سفر، آمار قابل توجهی است اما موضوعی که موجب شد مشایی به عنوان بزرگترین نقطه ی ضعف دولت نهم نامیده شود نه فعالیتهای وی در سازمان تحت نظر خود بلکه اظهار نظرهای غیر کارشناسانه ی او در قبال "مردم اسرائیل" می باشد.
او که اولین بار حرف از دوستی با " مردم اسرائیل" زده بود با ایستادگی بر روی حرف "غلطش"، ادامه داد که حاضر است در مورد این موضوع مناظره و مباحثه انجام دهد. این موضوع کمتر با اظهار نظر رئیس جمهور مواجه می شد تا اینکه در یک مصاحبه ی مطبوعاتی احمدی نژاد به پاسخ سوالی در این موضوع پرداخت. او با این استدلال که دل ما برای تمام انسانها و حتی افرادی که از همه جای دنیا با هزار امید و آرزو به اسرائیل کشانده شده اند، می سوزد، نظر مشایی را اندکی تغییر داد و آن را موضع دولت دانست. احمدی نژاد که مقامات رژیم اشغالگر قدس، به دلیل مواضع تند و صریح احمدی نژاد در به چالش کشیدن علت به وجود آمدن اسرائیل (افسانه هولوکاست) چندین بار وی را تهدید به ترور کرده بودند، در حمایت ازمشایی حرف اشتباهی را بر زبان جاری ساخت. احمدی نژادی که پیش بینی از " محو اسرائیل" از روی صحنه ی روزگار را در آینده نه چندان دور نموده بود، در تفاوت قائل شدن برای مردم و مقامات رژیم صهیونیستی دچار اشتباه شد و موجب اظهار نظر صریح رهبری در این موضوع شد.
به نظر بسیاری از دغدغه مندان گفتمان امام و انقلاب که رهبر معظم انقلاب، دولت نهم را احیاگر آن نامیدند، بدترین موضع احمدی نژاد در طول این 4 سال در قبال مشایی گرفته شد. فردای اظهار نظر احمدی نژاد، رهبر معظم انقلاب با رد اظهار نظر غلط مشایی و اعلام نظرهای موافق و مخالف نخبگان سیاسی، این حرف مشایی را "غلط، بیهوده و التهاب آفرین" دانستند و این موضوع را تمام شده اعلام کرده و همگان را از ادامه دادن این موضوع "كوچك و پوچ" نهی کردند.
بعد از ظهر جمعه، مشایی طی نامه ای مراتب عذرخواهی و تبعیت خود را از "ولی امر مسلمین جهان" در موضوع مردم سرزمین های اشغالی ابراز کرد و گفت:" به عنوان سربازی كوچك در دولت خدمتگزار تمامی مساعی خود را در چارچوب سیاستهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران كه از سوی ولی امر مسلمین تعیین و تبیین میشود به كار خواهم بست." بعد از آن احمدی نژاد هم نظر معظم له را "فصل الخطاب" نامید تا بار دیگر هوشمندی و زمان شناسی رهبر انقلاب برای همگان آشکار شود چه اینکه موضوعی بس بیهوده می رفت تا گفتمان "ضد صهیونیستی" دولت نهم را بر باد دهد.
در مورد مشایی شایعات بی اساس دیگری هم مطرح است ، که با توجه به بی پایه بودن آنها،از نقل و بحث در مورد آنها می گذرم.
اما علی کردان:
چه کسیست که ادعا کند برای احمدی نژاد ساده تر نبود که آن 169 نفری که به کردان به عنوان وزیر کشور اعتماد کردند را نادیده گرفته و کردان را برکنار کند. نمایندگانی که به کردان در حالی اعتماد کردند که تقاضای جلسه ی غیرعلنی توسط جمعی از اصولگرایان مجلس مطرح شده بود تا در آن به طور کامل بحث دکترای افتخاری مجعول و پرونده ی زمان طاغوت کردان پرداخته شود اما آقای رئیس جلسه در حمایت از معاون سابق خود آن را قبول نکرد و از او به حمایت پرداخت.
رئیس جمهور که در حکم وزارت کردان، وی را "آقای کردان" خطاب کرده بود و نه "دکتر کردان"، مدرکهای از این دست (مدرک های افتخاری) را "کاغذ پاره" خواند و دلیل معرفی کردان به مجلس را به عنوان وزیر کشور، نه مدرک مجعول کردان، بلکه سابقه ی فعالیت های اجرایی و مدیریتی او دانست.
در طی 90 روز صدارت کردان بر یکی از مهمترین وزارتخانه های دولت از طرف تمام احزاب، تشکلهای سیاسی و دانشجویی از رئیس دولت درخواست می شد که نه به خاطر خدا(!) حداقل به خاطرت خودش هم که شده ، کردان را برکنار کند تا آرای انتخاباتیش ریزش نکند. با اینکه به جد اعتقاد دارم انتخاب و حمایت از کردان یکی از 2 اشتباه عمده ی دولت بود اما حق این است که جانب انصاف را رعایت کنیم و بپذیریم که اگر احمدی نژاد انسان خودخواه و اهل مصلحت سنجی بود، کردان را به بدترین شکل ممکن از خود می راند و از او دوری می جست.
البته احمدی نژاد پیش از این نیز نشان داده بود که هر چه فشارها در باب موضوعی بیشتر شود، او نه تنها عقب نشینی نمی کند بلکه محکم سر جایش می ایستد و نظراتش را تغییر نمی دهد. این خلصت شخصی احمدی نژاد در بسیاری از مسائل (موضوع هسته ای، به چالش کشیدن نظام استکباری جهان، مواجه ی همه جانبه با صهیونیزم جهانی، سخنرانی در دانشگاه کلمبیا که توسط مشاورانش از آن نهی شده بود، حمایت از مقاومت اسلامی و کشورهای در حال توسعه ی آسیایی، آفریقایی و آمریکای جنوبی، سهمیه بندی سوخت، هدفمند کردن یارانه ها و ...) در طول 4 ساله گذشته به نفع ملت و نظام بود اما در قضیه کردان این خصوصیت اخلاقی وی موجب ثبت دومین لکه سیاه بر دامان دولتش گشت.
بالاخره پس از 90 روز بحثهای بعضا مغرضانه در مورد کردان، بدون حضور احمدی نزاد در صحن مجلس (که از آن به عنوان حمایت ضمنی از رای عدم اعتماد به کردان یاد می شود)، 188نفر از نمایندگان از نظر اولیه خود گذشتند و به کردان رای عدم اعتماد دادند.
البته در قضیه کردان کماکان 3 سوال از بهارستان نشینان باقیست:
1. آقای دکتر لاریجانی آقای کردان را با کدام مدرک و سند به عنوان "دکتر کردان" در صدا و سیما به کار فراخوانده بود در حالی که در متن حکم رئیس جمهور به کردان، ایشان "دکتر" نامیده نشده بود؟
2. آیا برای رای عدم اعتماد به کردان لازم بود به نحوه ای عمل شود که فردای روز جلسه ی استیضاح، مقام معظم رهبری در جمع کارگزاران حج به گونه ای غیر مستقیم عمل مجلس رو مورد خطاب شدید اللحن قرار دهند؟(مقام معظم رهبری فرمودند: اين فضای بی بند و باری در حرف زدن و اظهارنظر عليه دولت، مسایلی نيست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد. چهارشنبه 15 آبان 1387)
3. چرا آقای استاد دکتر جاسبی و دانشگاه آزاد اسلامی در این قضیه محکوم و مورد توبیخ قرار نگرفتند؟ مگر نه این است که آقای کردان با مدرک تقلبی خود، با دستور آقای جاسبی استاد و عضو هیئت علمی این دانشگاه بوده است؟
حال با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری، سوالی که برای پیروان گفتمان اصولگرایی، که شخص رهبری مبدع و بسط دهنده ی این تفکر هستند (مطمئنا منظور از این گفتمان، اصولگرایی به عنوان یک جناح سیاسی نیست.)، پیش آمده، این است که: با حضور مشایی و کردان در دولت نهم، آیا احمدی نژاد شایستگی تداوم گفتمان امام و انقلاب را در دولت دهم دارد یا خیر؟
اولاً امیدواریم در هیچ دولت جمهوری اسلامی، شاهد حضور امثال کردان و مشایی نباشیم (که متاسفانه در 8 دولت گذشته امثال این 2 نفر کم نبوده اند! ) و دولت دهم ، حتی از دولت نهم هم پاکتر و سالم تر باشد.
ثانیاً به نظر نگارنده کردان و مشایی بدون شک لکه های ننگی بر دامان دولت نهم می باشند اما اگر این دولت دامانی سپید نداشت، این لکه ها به وضوح دیده می شد؟
باز هم عده ای طبق معمول پیام "اصلاح الگوی مصرف" و نیاز به صرفه جویی و عدم اسراف را اشتباه متوجه شدند!
عده ای تولید کننده، وارد کننده و فروشنده ی پوشاک هم برای جلوگیری از اسراف پارچه، دست به هر چه کوتاهتر کردن شلوارها، آستین و قد مانتوها، روسری ها، جوراب ها و ... زده اند که حتماً اگر از آنها در قبال عملکردشان سوال شود پاسخ خواهند داد: "در راستای فرمایشات معظم له اقدام به این عمل نموده ایم!"
دختران و پسران جوان هم که با خریداری این البسه در راستای "اصلاح الگوی مصرف" قدم برمی دارند بهتر است در موارد زیر صرفه جویی کنند:
استفاده از انواع سرخاب و سفیداب (کرم پودر و رژ لب و ...)، استفاده از سشوار و انواع ژل، عطر و اتکلن، هزینه ی تلفن همراه (پیامک و تماس و ...)، هزینه های کافی شاپ، رستوران و ...، بنزین خودرو که بعضی دوستان برای رضای خدا(!) مسافرکشی(!) می کنند!، هزینه ی ماهانه ی اینترنت و استهلاک کیبورد کامپیوتر در چت رومها و بسیاری مخارج دیگر که شاید من ندونم!!
یک کلام هم دور از طنز: وضعیت حجاب در سطح شهر بسیار دور از شان یک
جامعه اسلامیست، اگر فردی بخواهد به دستور شریعت نگاه به نامحرم نکند، دور
از واقعیت نیست که باید اصلاض نگاه نکند چه اگر سر به زیر اندازد صرفه جویی در شلوارها را نظاره می کند و اگر سر به زیر نباشد هزار رنگ و لعاب! وظیفه چیست؟