از ايران

دست نوشته هاي يك دانشجوي سابقاً فنی

واگویه ای با ولی عصر(عج) در شب قدر

مهدی جان ؛ بار دیگر ملائک کارنامه اعمال یکساله ام را به محضر مقدس ات آوردند و بار دیگر عرق شرم بر پیشانی ام نشست.
مولای من ؛ می دانم که غم غیبت را ، اندوه ناشی از اعمال زشت ما برایت دو چندان می کند و این بر شرمساری ام می افزاید و رواست اگر از خجلت و شرمساری بمیرم .
آقا و سرورم ؛ گرچه آلوده ام و اراده ام برای ترک معصیت اندک اما آتش گر گرفته در قلبم گواه محبتی است که به تو دارم و اشکهای جاری از چشمم دلیلی بر چشم انتظاری حضورت. ارباب من ؛ از کودکی که خود را با ندبه در صبحگاه جمعه شناختم عاشق جمال پر نورت شدم و سالها در آرزوی دیدار روی شریفت سوختم و ساختم .
یا حجه الله ؛ پیشترها تو را برای خودم می خواستم اما امروز تو را برای جهان می خواهم، بی عدالتی و ستم جهان را پوشانده است و داد دادخواهان را دادرسی نیست . یگانه پرستی و خداباوری رنگ باخته و آنچه بر جهان حکومت می کند خوی شیطانی و کبر فرعونی است .
یابن العسگری ؛ می دانم که بازهم قدر شبهای قدر را ندانستم و آنچنان که شایسته بود آزمندانه به درگاه ربوبی نیامدم اما نامه مقدرات که در دست توست ، آن را چنان بپیچ که برای محبانت می پیچی .
ای برترین خلق ؛ ما را که آبرویی نیست ، پس تو خود شفیعمان باش و این نیاز را به درگاه ذات احدیت برسان که دیگر انتظار موعود بس است .
« اللهم عجل لولیک الفرج »

منبع:(+)

بعد از نوشت: 1. توی این شبا برای ظهور آقا و نصرت اسلام و مسلمین و شفای مرضای روحی و اخلاقی و جسمی دعا کنین. فقط یه هفته از مهمونی مونده...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 14:26  توسط صلحايي  |