از ايران

دست نوشته هاي يك دانشجوي سابقاً فنی

1خط نوشته (این مطلب انشاالله به روز می شود)

قبل از 1خط نوشته ها: چون فرصت نمیکنم مطلب طولانی بنویسم، تا اطلاع ثانوی به 1 خط نویسی ذیل همین تاپیک خواهم پرداخت. مطالب جدیدتر در صدر قرار خواهند گرفت. (برداشت شما از بعضی از این سطور به احتمال زیاد با قصد و نیت بنده متفاوته!)

* یکشنبه ۱۸مهر ساعت ۹:۱۵: اگه اتفاقات این روزها اواسط تابستان افتاده بود قطعا در تصمیمی که آن روزها گرفتم تجدید نظر میکردم ولی چه کنم که نمیتونم برگردم و باید حتما به پیش برم. خدا خودش به خیر بگذرونه!

* شنبه 10مهر ساعت 15:45: میخواهند زیرآب یامین پور را با بهانه  هایی واهی بزنند، با صدای بلند میگوییم: "نود سیاسی را فقط با یامین پور میخواهیم والا برنامه را همان به که تعطیل کنید و وقت مردم رو با برنامه های بی خاصیت نگیرید"

* دوشنبه 5مهر ساعت 23:30: امروز یه ایمیلی با تیتر: "بنده اعتراض دارم" به گروهی فرستاده شده بود. میخواستم به این دوست فرستندمون بگم منم اعتراض دارم ولی مشکل از جای دیگست. یادته برات فرستادم "باش تا صبح دولتت بدمد/ کاین هنوز از نتایج سحر است". اون شعر اینجا هم مصداق داره آقا میثم...

* شنبه 3مهر ساعت 22:30: آخه چرا من نباید یه جایی رو داشته باشم که چیزایی که الان تو دلم هست رو توش بنویسم؟!!!! فقط خلاصه میگم: از اتفاقات امروز و پیامداش ناراحتم اما از نتیجه ی نهایی خشنود...

* جمعه 2 مهر ساعت 15: صحبتهای احمدی نژاد عالی بود. بعد از هدف قرار دادن افسانه هولوکاست این بار زیراب 11 سپتامبر زده شد! صندلیهای خالی نمایندگان بعضی دولتها  هم نشان از اون داره که یه جای دیگه نشستن و دارن با دقت به حرفای رئیس جمهور گوش میکنن، آخه حیوونکی ها روشون نمیشه چشم تو چشم شن با دکتر...

* چهارشنبه 31 شهریور ساعت 22: محمد مهدی شاه آبادی یا علیرضا شریفی یا مرتضی کیا؟ شک ندارم هر کدوم از این سه نفر منتخب بچه ها بشن نتیجه ای جز حرکت رو به جلو برای مجموعه نخواهد داشت چون این قطار تا نفخه صور توقف ندارد...

تو این دوسال مهدی مقام فر هم مثل قبلیا نشون داد که این قطار قصد توقف نداره... آقا مهدی خدا قوت...

* یکشنبه 28 شهریور ساعت 10: بعضی دوستان از این خانوم منشی که روی موبایلم گذوشتم و هی میگه: "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد" شاکی شدن! خوب اگه کار فوری دارن میتونن پیامک بزنن تا در اسرع(!) وقت با هاشون تماس بگیرم، تاکید میکنم اسرع وقت!!

* جمعه 26 شهریور ساعت 19: این تیم بندی که دوستان انجام دادن، نتیجه ای غیر از اون چیزی که در نظر دارن به بار میاره. خدا امسالمون رو هم به خیر بگذرونه...

* جمعه 26 شهریور ساعت 19: برای امین فرج الهی فاتحه مع الصلوات+ آرزوی موفقیت و سعادت در سال جدید!

* دوشنبه 22 شهریور ساعت 14: خدا لعنت کند او که بی شرمانه ترین اهانت را به کلام خدا کرد...

We firmly denounce the Koran burning

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 14:0  توسط صلحايي  | 

واگویه ای با ولی عصر(عج) در شب قدر

مهدی جان ؛ بار دیگر ملائک کارنامه اعمال یکساله ام را به محضر مقدس ات آوردند و بار دیگر عرق شرم بر پیشانی ام نشست.
مولای من ؛ می دانم که غم غیبت را ، اندوه ناشی از اعمال زشت ما برایت دو چندان می کند و این بر شرمساری ام می افزاید و رواست اگر از خجلت و شرمساری بمیرم .
آقا و سرورم ؛ گرچه آلوده ام و اراده ام برای ترک معصیت اندک اما آتش گر گرفته در قلبم گواه محبتی است که به تو دارم و اشکهای جاری از چشمم دلیلی بر چشم انتظاری حضورت. ارباب من ؛ از کودکی که خود را با ندبه در صبحگاه جمعه شناختم عاشق جمال پر نورت شدم و سالها در آرزوی دیدار روی شریفت سوختم و ساختم .
یا حجه الله ؛ پیشترها تو را برای خودم می خواستم اما امروز تو را برای جهان می خواهم، بی عدالتی و ستم جهان را پوشانده است و داد دادخواهان را دادرسی نیست . یگانه پرستی و خداباوری رنگ باخته و آنچه بر جهان حکومت می کند خوی شیطانی و کبر فرعونی است .
یابن العسگری ؛ می دانم که بازهم قدر شبهای قدر را ندانستم و آنچنان که شایسته بود آزمندانه به درگاه ربوبی نیامدم اما نامه مقدرات که در دست توست ، آن را چنان بپیچ که برای محبانت می پیچی .
ای برترین خلق ؛ ما را که آبرویی نیست ، پس تو خود شفیعمان باش و این نیاز را به درگاه ذات احدیت برسان که دیگر انتظار موعود بس است .
« اللهم عجل لولیک الفرج »

منبع:(+)

بعد از نوشت: 1. توی این شبا برای ظهور آقا و نصرت اسلام و مسلمین و نابودی کفر و استکبار و شفای مرضای روحی و اخلاقی و جسمی دعا کنین. فقط یه هفته از مهمونی مونده...

2. از تیر تا حالا نتونسته ام مطلب بنویسم، نه دست دلم یاری میکنه و نه وقت تنگم. برای به ثمر رسیدن کاری که شروع کردم و به واقع هم سخته، دعا کنین.

3.از دوستان مرکز و شورای تبیین هم حلالیت میطلبم که امسال برخلاف خواسته قلبیم مجور شدم تنهاشون بذارم ولی انشاالله اگه شرایط مهیا بشه هر جور که بتونم به این شجره طیبه کمک خواهم کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 14:26  توسط صلحايي  |