تبليغاتX
از ايران

باز هم عده ای طبق معمول پیام "اصلاح الگوی مصرف" و نیاز به صرفه جویی و عدم اسراف را اشتباه متوجه شدند!

عده ای تولید کننده، وارد کننده و فروشنده ی پوشاک هم برای جلوگیری از اسراف پارچه، دست به هر چه کوتاهتر کردن شلوارها، آستین و قد مانتوها، روسری ها، جوراب ها و ... زده اند که حتماً اگر از آنها در قبال عملکردشان سوال شود پاسخ خواهند داد: "در راستای فرمایشات معظم له اقدام به این عمل نموده ایم!"

دختران و پسران جوان هم که با خریداری این البسه در راستای "اصلاح الگوی مصرف" قدم برمی دارند بهتر است در موارد زیر صرفه جویی کنند:

استفاده از انواع سرخاب و سفیداب (کرم پودر و رژ لب و ...)، استفاده از سشوار و انواع ژل، عطر و اتکلن، هزینه ی تلفن همراه (پیامک و تماس و ...)، هزینه های کافی شاپ، رستوران و ...، بنزین خودرو که بعضی دوستان برای رضای خدا(!) مسافرکشی(!) می کنند!، هزینه ی ماهانه ی اینترنت و استهلاک کیبورد کامپیوتر در چت رومها و بسیاری مخارج دیگر که شاید من ندونم!!

یک کلام هم دور از طنز: وضعیت حجاب در سطح شهر بسیار دور از شان یک جامعه اسلامیست، اگر فردی بخواهد به دستور شریعت نگاه به نامحرم نکند، دور از واقعیت نیست که باید اصلاض نگاه نکند چه اگر سر به زیر اندازد صرفه جویی در شلوارها را نظاره می کند و اگر سر به زیر نباشد هزار رنگ و لعاب! وظیفه چیست؟


+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 22:0 توسط صلحايي |

اصلاً ارزشي براي بازيگري مثل گلشيفته‌ي فراهاني قائل نيستم يعني اگر با اين كار اعلام عدم بازگشت به ايران كرده باشد، بسيار خوشحال مي‌شوم.

اگر سينماي ايران از شر وجود همچنين بازيگراني خلاص شود، بسيار خوشحال مي‌شوم.

اگر دوست صميمي خودش را (بهرام رادان) و ساير رفقايش را هم به هاليوود ببرد، بسيار خوشحال مي‌شوم.

اگر...

اما مشكل جاي ديگري است.

 مدتي است كه هي از خودم مي‌پرسم كه اگر طرح ارتقاي امنيت اجتماعي اجرا نمي‌شد، وضعيت حجاب به كجا مي‌رفت. شلوارهاي كوتاهي كه مد شده بود چقدر تا به حال از زانوها بالاتر رفته بود، روسري‌ها به يك وجب رسيده بود يا نه، مانتوها به پيراهن تبديل مي‌شد يا نه و هزار سؤال ديگر. الآن كه اين طرح اجرا شده و مي‌شود وضعيت اين‌گونه است واي اگر اجرا نمي‌شد.

گلشيفته فراهاني مقصر نيست، او فكر كرده كه هر چه عكس‌هايي كه از او منتشر مي‌شود بد حجاب‌تر باشد، به جامعه شبيه‌تر مي‌شود!
 
از انتشار خبر حضور يك بازيگر زن ايراني (ان‌شاالله زن مسلمان ايراني) در يك فيلم هاليوودي براي خودم و ساير دوستانم اين سؤال مطرح بود كه قحط الرجال سياسي، به خانم‌هاي سينماي هالييود هم كشيده شده است؟!

حالا با "دسته‌ي گلي" كه گلشيفته به آب داد، جواب سؤالم را روشن گرفتم. دشمن وارد فاز جديدي از جنگ فرهنگ شده، به نظرم از اين به بعد به جاي شبيخون فرهنگي از نبرد در روز روشن استفاده كند.  دشمن با شبيخون درصدد بود كه وضعيت حجاب را به طور ظاهري به وضعيت قرمز ببرد كه تقريباً موفق شده  و حالا هم فاز تازه‌اي را آغاز نموده است. مبارزه‌ي دشمن با اعتقادات مذهبي ما خيلي وقت است كه شروع شده و ما براي مقابله چه مي‌كنيم؟! خدا داند!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 22:43 توسط صلحايي |



در اين مدت كه وبلاگ را به روز نمي‌كردم، كم و بيش، توفيق زيارت حرم امن رضوي را داشتم. جاي همه‌ي دوستان خالي بود (با لحن تعارف بخونيد!).


احياي نيمه‌ي شعبان در حرم، حس كنجكاوي انسان را به سوي رواق‌ها و دارهاي جديد مي‌برد و از دار الحجّه جديدتر كجا!

واقعاً تيتر اين پست براي من مورد سؤال است: دار الحجّه(عج)، معماري ايراني-اسلامي، قصر رضوي يا مهمانسراي حضرت ؟

 در آن نيمه شب، اگر بگويم هر سه را ديدم، هيچ سخن به گزاف نگفته‌ام. معماري به حق چشم نواز ايراني-اسلامي در تمام سقف نقش بسته بود، ستون‌ها را مزين نموده بود، ديوارها را تماشايي، آفرين بر دستان  تواناي هنرمندان ايراني.




اگر هم آنچه را كه به چشم ديده بودم ، به صورت عكس يا فيلم مشاهده مي‌كردم، تالارهاي پذيرايي مجموعه‌‌ي كاخ سعدآباد به يادم مي‌آمد كه از زيبايي و جبروت هيچ كم نداشت !



ولي به چشم خود صحنه اي ديگر هم ديدم؛ بدون اغراق، به جز مسير اصلي دار، كه از يك ورودي به ورودي ديگر امتداد دارد، در ساير قسمت‌ها تا چشم كار مي‌كرد مهمانان حضرت بود كه مشغول خواب شبانه بودند!

 وقتي در ادامه‌ي گشت شبانه، به صحن جامع رضوي رسيدم، دليل شلوغي دار الحجّه را در شب فهميدم. مگر مي‌شود به جاي پتو از فرش استفاده كرد؟! بعضي‌ها از سوز شبانه به قالي‌هاي صحن پناه برده بودند ولي  عده ي كثيري هم به دار الحجّه!

با مشاهدات آن شبم شايد دليل خيلي سؤالاتم را گرفتم؛ مثلاً اين‌كه چرا هنوز ما آداب زيارت را ياد نگرفته‌ايم، چرا از قسمت بانوان صداي فريادهاي بلند (بخونيد جيغ بنفش!) شنيده مي‌شود، چرا در حضور امام معصوم، با فريادهاي بلند دعوت به صلوات مي‌كنيم و بعضاً با يكديگر دعوا بر سر اين‌كه چرا مرا هل دادي، چرا هنوز شاهد روشنايي‌ با تعداد بسيار وسيعي از لامپ‌هاي گازي هستيم و مردم را به  فرهنگ استفاده از كم مصرف‌ها توصيه مي‌كنيم، مگر لامپ‌هاي كم مصرف با روشنايي زياد اختراع نشده و  اگر هم اختراع شده شايد براي پيمانكار سودآوري نداشته! و صدها چراي ديگر در ارتباط آستان قدس رضوي.

شايد جواب يك چيز باشد: آستان قدس از فرهنگ سازي مورد نياز، كاملاً غفلت كرده است و به بنا سازي روي آورده است. شايد برگزاري نمازهاي چندگانه، حلفه‌هاي معرفت، سخنراني هاي مقطعي را اقداماتي مؤثر مي‌داند و به نظر خود سهمش را انجام داده، خدا داند!

+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 1:44 توسط صلحايي |


افراد زيادي در اين چند ماه اخير، در ضرورت ساماندهي وضع فعلي مترو ابراز عقيده كرده‌اند.

اكثر شما با من هم عقيده هستيد (اگر كه نيستيد در قسمت نظر خواهي بفرماييد!) چيزي كه امروز در مترو مي‌گذرد، فوق العاده بحراني است. كافي است كه تنها چند ايستگاه را با بلوتوث روشن در مترو سپري كنيد تا با من هم نظر شويد.(البته به هيچ وجه پيشنهاد نمي كنم!)

شايد بگويند:"خوب هر كه نمي خواهد بلوتوثش را روشن نكند!" براي آن‌هايي كه از لحاظ عقيدتي و مذهبي در سطح پايداري قرار دارند، به نظر حرف درستي است، اما مشكل از اين حاد‌تر است. در حال حاظر (اگر اين نوشته را در ساعت كاري مترو مي ‌خوانيد) افراد زير 15 سال زيادي با بلوتوث روشن در خطر هستند و به واسطه‌ي سنشان، خود كاملاً بي‌خبرند.
با ارئه سيم‌كارت هاي اعتباري، تعداد زيادي از نوجواناني كه براي "چشم و هم چشمي ها" صاحب تلفن همراه شدند، اكنون در واگن‌هاي مترو به‌سر مي‌برند و خدا مي‌داند در گوشي‌هايشان چه مي‌گذرد.

متاسفانه اين بيماري تنها نوجوانان و جوانان ما را تهديد نمي‌كند، بلكه افراد ميانسال زيادي هم، ياد جواني مي‌كنند!

اما چاره چيست؟

قبل از سال 87 اخباري مبني بر مسدود كردن بلوتوث‌ها بر روي خبرگزاري‌ها رفت ولي تكذيب شد. به نظر من جلوگيري از ارسال بلوتوث در مترو به وسيله‌ي دستگاه‌هاي مسدود كننده (كه هنوز وارد كشور نشده‌ است) اولين راه نيست، بلكه آخرين راه است.

هنوز ما راه‌هاي ديگر را به طور كامل طي نكرده‌ايم. چرا در واگن‌ها كتاب، روزنامه و يا مجله اي قرار نمي‌دهند كه ديگر شاهد اين جمله نباشيم:"بي‌كار نشين، بلوتوث بده!". مسئولان مترو، شوراي شهر و حتي دولتي بايد پاسخگو باشند. چرا شوراي شهر در مورد قيمت‌ بليت‌ها تصميم‌ساز است در مقوله‌ي فرهنگ نيست؟

و يا جملاتي مانند"عالم محضر خداست، در محضر خدا معصيت نكنيد. امام روح الله(ره)" به جاي تبليغات بعضاً صهيونيستي در داخل واگن‌ها ديده نمي‌شود. حتماً خوانده شدن اين جمله‌ي معنوي بر روي افرادي اثر خواهد گذاشت.

شايد هم قرار دادن دستگاه مسدود كننده براي مقطع فعلي جواب دهد. خدا داند!
                                                                                                                              والسلام

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:24 توسط صلحايي |

 

با استعانت از پرودگار متعال آغاز به کار وبلاگم را اعلام می کنم.

در این صفحات تمام سعی و تلاشم را به کار می گیرم تا :

۱. چیزی ننویسم که موجبات نارضایتی حضرت بقیة الله الاعظم(عج) و مقام معظم رهبری(حفظه الله)

گردد.

 ۲. چیزی ننویسم که خود به آن هیچ اعتقادی ندارم و فقط برای جلب نظر فلان فرد باشد.

۳. به حذف نظرات خوانندگان مخالف خود نپردازم.( البته نظراتی که فاقد توهین باشند!)

۴. ذست نوشته های یک دانشجوی فنی(خودم!)باشد.

۵.به تمام مسائل اعم از سیاسی و فرهنگی و... در حد توانم بپردازم.

۶.همین!

والسلام         

+ نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 14:18 توسط صلحايي |