آقای میرحسین موسوی
امان از اینکه انسان تنها "خود" را ببیند، امان از زمانی که "نفسانیت" بر "عقلانیت" مسلط شود و سواری بگیرد، امان از هنگامی که ندای "نفسانی" بر "رحمانی" چیره شود، امان از ...
نمی دانم در این ایام از چه کسی مشاوره می گیرید و از که تأثیر می پذیرید، نمی دانم... اما علم به این موضوع که مشاورانتان شما را در سرازیری "سقوط" قرار داده و با نامه ها، بیانیه ها و پیامهایتان آرزوی سقوط "نظام" در سر می پرورانند، از بدیهیات است.
آقای مهندس
نامه شما به شورای نگهبان که از آن عدم معرفی نماینده برای بازشماری آرا به مشام رسید، آخرین حلقه های وصلتان به نظام را هدف قرار داد، حلقه هایی که یک به یک گسسته شده و دور از ذهن نیست افرادی که قبل تر ها خود را از ملت و نظام جدا شده دیده اند، به دنبال جدا نمودن شما از "یادگار خمینی کبیر" باشند.
آقای معترضروند اعتراض شما که ابتدا به دولت بود به همه جا تسری یافت، به بسیج و سپاه، به رهبری و مراجع تقلید که به نفع شما بیانیه ندادند، به قانون و شورای نگهبانش و در همه جا از یک کمیته ای سخن به میان آوردید که شورای نگهبان نباشد و در آنجا شکایات بررسی شود. حال که این هیئت ویژه توسط این شورا تشکیل شده اعلام می کنید: "رسیدن به یک داوری منصفانه در این مورد اساساً نمی تواند در حیطه شورای نگهبان و به طریق اولی در حیطه هیأتی باشد که منتخب این شوراست".
مهندس موسوی
شما نه برای کلام رهبری احترامی قائلید
که شورای "حکمیت ملی" را ایشان شکل دهند و نه برای شورای نگهبان! ای کاش
در این همه بیانیه و نامه و پیام می نوشتید که چگونه این شورا تشکیل شود و
نظر خودتان را هم برای اعضایش اعلام می کردید. به نظر شما ترکیب زیر مناسب
است؟
1. آقای میرحسین موسوی خامنه به جای آقای حدادعادل
2. آقای سید محمد خاتمی به جای آقای ولایتی
3. آقای موسوی خوئینی ها به جای آقای دری نجف آبادی
4. آقای بهزاد نبوی به جای آقای ابوترابی
5. آقای علیرضا بهشتی به جای آقای رحیمیان
6. خانم فائزه هاشمی رفسنجانی به جای آقای افتخارجهرمی
البته با توجه به نظرات شما، این هیئت پیشنهادی حتما باید با آقایان صانعی و موسوی اردبیلی هماهنگی کامل بنمایند و هماهنگی با سایر آیات عظام اعم از خامنه ای، جوادی آملی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، سیستانی، صافی گلپایگانی، یزدی، مهدوی کنی و ... نیازی نمی باشد.
آقای میرحسین موسوی
به نامه اعمال خود نگاهی بیاندازید. بر روی آن نقاط تاریکی می بینید که از به وجود آمدن آن 3 ماه نمی گذرد، آه بی گناهانی را می بینید که در آتش "نفسانیت" شما سوخته اند و مظلومانه به بهانه آنچه شما آن را "نافرمانی مدنی" می خوانید ، نتوانستند دم برآورند. شیشه های دل ملت را می بینید که شکست شده و بر زمین ریخته است و...
شما هم به "فردا" فکر کنید قبل از آنکه "امروزی" نباشد...